حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2229
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
آن وجود داشت ، نويسندگان جديد تصوّر ميكنند ، كه اگر هم مهرداد تا هند رانده ، ممالكى را در هند تسخير نكرده و سرحدّ دولت پارت را كوههائى قرار داده ، كه از طرف مغرب وادى سند را محدود ميسازد . از چنين حدسى ، اگر هم صحيح باشد ، باز به اين نتيجه ميرسيم ، كه تمامى مملكت باختر و پاراپاميزاد ( شمال افغانستان ) و رخّج و سيستان در اين زمان جزء دولت پارت گرديده . جنگ با دولت سلوكى بزرگ شدن پارت موضوعى نبود ، كه دولت سلوكى با بيقيدى آن را تلقّى كند ، ولى تا وقتى كه امور داخلى اين دولت مختل بود ، خواهىنخواهى ميبايست ناظر وقايع باشد و دولت جوان پارت ممالك سابق دولت سلوكى را يكى پس از ديگرى باطاعت خود درآورد . فى الواقع منازعه بين ليزياس نايب السّلطنه آنتيوخوس پنجم اوپاتر و فيليپ ، بين ليزياس و دمتريوس ، بين اين شخص و آلكساندر بالاس ، بين بالاس و دمتريوس دوّم ، بين دمتريوس و ترىفون « 1 » چنان دولت سلوكى را به خود مشغول و گرفتار داشت ، كه ممكن نبود در فكر ممالك شرقى خود باشد . اين وضع بيست سال به طول انجاميد و مهرداد ، كه بيدار كار خود بود ، از موقع استفاده كرده ، راه خود را از باختر تا بابل صاف كرد ، ولى بالاخره زمانى دررسيد ، كه فتوحات پارتىها سلوكىها را در تشويش بزرگ افكند و آنها ديدند ، كه دشمن تازهنفس قوى بقدرى با سرعت پيش ميرود ، كه به زودى بايد دم درب خانهشان با او دست و گريبان گردند . اين بود ، كه باوجود اوضاع بىثبات دولتشان مصمّم گشتند ، بهر قيمتى ، كه شده است ، با مخاطرات مواجه گشته از بزرگتر شدن پارت جلوگيرى كنند . بنابراين ، باوجود اينكه دمتريوس دوّم هنوز بر ترىفون ، دشمن خانگى ، بكلّى فائق نيامده بود ، بخطر پارت بيشتر اهميّت داده ، تسويه منازعه خود را با ترىفون بزنش كلئوپاتر و سردارانش واگذارده خود عازم جنگ با مهرداد شد . در اين جنگ اميدوارى او علاوه بر لشكرش به چند چيز بود : اگرچه مقدونيها
--> ( 1 ) - Tryphone .